عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
678
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خواهد گفت . 1070 من سالم النّاس ربح السّلامة : هر كه با مردم كار بمسالمت كند سلامتى را سود برد ( و از شرّ آنان در امان ماند ) . 1071 من عادى النّاس استثمر النّدامة : هر كه با مردم دشمنى كند همواره ميوهء پشيمانى چيند . 1072 من تحلّى بالإنصاف بلغ مراتب الأشراف هر كه خود را بعدل و انصاف بيارايد رتبههاى اشراف و بزرگان را دريابد . 1073 من اقتنع بالكفاف اداّه الى العفاف : هر كه به آن چه كه او را بس باشد بسازد و قناعت كند اين كار او را بسوى پاكدامنى بكشاند . 1074 من لبس الكبر و السّرف خلع الفضل و الشّرف : هر كه لباس كبر و اسراف و گزاف كارى را در پوشد لباس فضل و شرافت را از تن بكند . 1075 من بذل فى ذات اللّه ماله عجّل له الخلف هر كه مالش را در راه خدا بدهد و ايثار كند عوض آن بتندى بوى برسد . 1076 من ركب محجّة الظّلم كرهت اياّمه : هر كه راه ستم را به پيمايد روزگارش بزشتى در گذرد 1077 من لم ينصف المظلوم من الظّالم عظمت آثامه : هر كه داد مظلوم را از ظالم نگيرد پاداش گناهانش بزرگ گردند . 1078 من عامل رعيتّه بالظّلم ازال اللّه سبحانه دولته و عجّل بواره و هلكه : هر كه با رعيّتش كار بظلم و ستم كند خداوند بزرگ دولتش را از بين ببرد و بتندى او را هلاك و تباه سازد . 1079 من لهج قلبه بحبّ الدّنيا التاط منها بثلاث همّ لا يغبهّ و حرص لا يتركه و امل لا يدركه : هر كه دلش بدوستى دنيا شيفته و شيدا گردد با سه چيز از دنيا پيوند گيرد اندوهى دور نشدنى ، حرصى وانگذاردنى ، آرزوئى نرسيدنى 1080 من جار ملكه تمنّى النّاس هلكه : هر كه در دولت خودش ستمكارى كند مردم هلاكت و نابوديش را آرزو كنند . 1081 من عقل اعتبر بامسه و استظهر لنفسه : هر كه خردمند باشد بديروزش پند گيرد و براى ( رهائى از گرفتارى ) خودش يار و پشتيبان جويد .